فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ١٠١ - اصول عمليّه
٩٨. اصول تنزيلى
اصول تنزيلى عبارتاند از: استصحاب، قاعده تجاوز، اصالة الصحه. به مبحث «اصل محرز» رجوع شود.
٩٩. اصول غير تنزيلى
اصول غير تنزيلى همانند اصل برائت، اصل تخيير و ... به مبحث «اصل محرز» رجوع شود.
١٠٠. اصول عقلى
اصولى كه داراى مشخصات زير باشند، «اصول عقلى» نام دارند [١]: ١. در قلمرو شك باشد نه ظن و يقين. ٢. ضابطهاى را قانون براى شك مذكور معين كرده باشد. اين ضابطه را اصل عقلى و اصل عملى نامند. در فقه اصول عقليه عبارتاند از: اصل برائت- استصحاب- تخيير و اشتغال.
١٠١. اصول عمليّه [٢]
اصول عمليه يا فرض قانونى [٣] اصولى است كه وظيفه عملى كسى را كه دچار ترديد شده معين مىكند. بنابراين موضوع اصول عمليه «شك» است. به ديگر سخن حكم [٤] بر دو قسم است: ١. حكم واقعى؛ ٢. حكم ظاهرى. زيرا حكمى كه بدون در نظر گرفتن علم و جهل مكلف براى او وضع شود حكم واقعى نام دارد. برخلاف حكم ظاهرى و آن حكمى است كه با فرض جهل به حكم واقعى تعيين شود. به بيان ديگر حكم ظاهرى در موردى است كه مجتهد نتواند از ادله اجتهادى، حكم موردى را به دست آورد، و در حالت شك و ترديد قرار گيرد. در آنجا براى اينكه مقلدين را از حيرت و سرگردانى خارج كند حكم ظاهرى صادر مىكند. ادله در رابطه با احكام بر دو قسم است [٥]: ١. دليل اجتهادى؛ ٢. دليل فقاهتى يا اصول عمليه. ١. دليل اجتهادى در رابطه با استخراج احكام واقعى است.
و آن عبارت است از قرآن، سنت، اجماع، و عقل. ٢. دليل فقاهتى دليلى است كه در رابطه با استخراج حكم ظاهرى است. دليل فقاهتى يا اصول عمليه بر چهار قسم است [٦]: ١. اصل برائت؛ ٢. اصل
[١] . ترمينولوژى حقوق، «اصول عقلى».
[٢] . كفاية الاصول، ج ٢، ص ١٦٥؛ اصول الفقه، ج ٤، ص ٢٦٧؛ فوائد الاصول، ج ٣، ص ٣٢٥؛ دروس فى الاصول الحلقة الثالثة، ج ٢، ص ١١؛ نهاية الاصول، ص ٥٦٥.
[٣] . فرض قانونى اصطلاحى است فرنگى و در ماده ١٠٢٤ قانون مدنى به كار رفته «اگر اشخاص متعدد در يك حادثه تلف شوند، فرض بر اين مىشود كه همه آنها در آن واحد مردهاند.» و معادل كامل فرض قانونى در اصول «اصول عمليه» است.
[٤] . اصول الفقه، ج ١، ص ٦؛ فوائد الاصول، ج ٣، ص ٣٢٦.
[٥] . فرائد الاصول، ص ١٩١؛ اصول الفقه، ج ١، ص ٦.
[٦] . نهاية الافكار، جزء سوم، ص ٢٠٠.